پرنس فیلیپ به عکاس سلطنتی دستور داد تا در مراسم خاکسپاری خود برای گرفتن عکس مناسب ، در داخل یک ستون جعلی مخفی شود

[ad_1]

آرتور ادواردز ، عکاس کهنه کار سلطنتی فاش کرد که در داخل یک “ستون جعلی” مخفی شده است تا لحظاتی صمیمی از خانواده سلطنتی را در مراسم خاکسپاری پرنس فیلیپ ثبت کند.

اما ادوارد به جای دخالت به ادواردز گفت كه موقعیت غیرمعمول را در اختیار بگیرد.

ستون جعلی که در سمت چپ بالای عکس ، در پلکان غربی کلیسای مقدس جورج دیده می شود.

استخر WPA / گتی ایماژ

ستون جعلی که در سمت چپ بالای عکس ، در پلکان غربی کلیسای مقدس جورج دیده می شود.

شاهزاده فیلیپ خداحافظی آخرین خداحافظی خود را با دقت انجام داده بود و اظهار داشت که “سر و صدا” نمی خواهد.

یکی از اصلی ترین ویژگی های مراسم تشییع جنازه خانواده شاهزاده فیلیپ در پشت ماشین نعش کش لندرور بود که از قلعه ویندزور تا کلیسای مقدس جورج ساخته شده بود.

بیشتر بخوانید:
* ملکه الیزابت دوم با یادداشت دلخراش از شاهزاده فیلیپ خداحافظی کرد
* چگونه سلطنتی پس از تشییع جنازه شاهزاده فیلیپ به احترام خود ادامه می دهند
* شاهزاده فیلیپ مانند هیچ کس در یک مراسم خاکسپاری سلطنتی آرام گرفت

هنگامی که تابوت در پله های غربی نمازخانه بالا می رفت ، بچه ها و نوه های دوک در حال قدم زدن در پشت بودند ، پرنس فیلیپ کار کرده بود که کدام نقطه برای عکس بهتر است.

بنابراین ، پرنس فیلیپ به ادواردز ، که دهه ها در کنار خانواده سلطنتی کار کرده است ، دستور داد “در داخل یک ستون جعلی در بالای پله ها مخفی شود”.

ادواردز در بخشی از این مقاله نوشت: “با شکاف جعبه ای شکل ، درست مثل پوست های پرنده نگری بود که شاهزاده فیلیپ ساعت ها در طول بازنشستگی در سندرینگهام گذراند.” خورشید.

“وقتی تابوت او از سوراخ مخفیگاه من و به داخل نمازخانه عبور کرد – آخرین منظره من از مردی که 40 سال از او عکس می گرفتم – غرق خاطرات یک مرد باور نکردنی شدم.”

ادواردز نقطه خود را “غیرمعمول ترین نقطه دید 44 سال عکاسی از سلطنتی” توصیف کرد.

او توانست شاهزاده چارلز را ببیند ، “مردی که بیش از نیمی از زندگی اش را می شناختم – شکسته به نظر می رسد”.

“نزدیک به اشک ، می دیدم که او متوجه سنگینی وظیفه پیش رو برای مراقبت از مادر و سلطنت شده است.”

ادواردز همچنین نشان داد که موقعیت منحصر به فرد وی به وی امکان نزدیک شدن به شاهزاده ویلیام و پرنس هری را داده است ، که برای اولین بار در بیش از یک سال در مراسم خاکسپاری پدربزرگشان متحد شده بود.

ادواردز نوشت: “هنگام عبور از من به داخل شبستان نمازخانه سنت جورج ، ویندزور ، ویلیام و هری هرگز نگاهی به یکدیگر نكردند.”

اما ، وی گفت ، دیدگاه این دو برادر پس از تشییع جنازه با هم صحبت كردند “نشانه ای بود كه من برای آن دعا می كردم” و اضافه كرد كه این “امید به آشتی در خانه ویندزور” بود.

این داستان برای اولین بار در 9Honey منتشر شد و با مجوز بازنشر می شود.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>