لیبرتی و جیک امشب در روابط خود حرکت های جدی انجام می دهند

[ad_1]

خوب می شود

همانطور که همه ما می دانیم ، لیبرتی لیاقت جهانی را دارد. او صاحب قلب های ما است و سرانجام ، به نظر می رسد همه چیز به روش او پیش می رود.

اوضاع به طور جدی به دنبال جیک و لیبرتی است زیرا او تصمیم گرفت سوال بزرگی را از او بپرسد ، و ما نمی توانیم برای او خوشحال باشیم.

جیک با گفتن نقشه خود به پسران گفت: “من فکر می کنم شاید وقت آن رسیده است که غوطه ور شویم و برچسب روی آن بگذارم.”

با کمک سایر ساکنان جزیره ، جیک قصد دارد یک شام غافلگیرکننده بگیرد در حالی که هوگو و لیام آنها را سرناد می کنند.

لیبرتی از جیک می پرسد: “آیا این نوعی از درمان است که هر شب انجام می دهم؟”

میلی و لیام اسپاگتی بولونی را برای این زوج خوشبخت تهیه می کنند و پس از آنها فی و تدی قرار می گیرند و سپس دسر را تحویل می گیرند.

بعد از صرف غذا ، جیک به او گفت: “من می خواستم تو را به اینجا بیاورم و فقط بگویم که چقدر مرا صداقت می کنی.”

لیبرتی می گوید: “من هرگز با شخصی به روشی که با شما دارم ارتباط برقرار نکرده ام. همه کارتهای روی میز ، فکر نمی کنم تا زمانی که با تو آشنا شدم واقعاً می دانستم عشق چیست. “

جیک می گوید: “احساس می کنم یکی را پیدا کرده ام. دوست دخترم میشی؟”

حداقل یک زن و شوهر پایان خوبی دارند ، زیرا قطعاً توبی و هوگو نیستند.

همه ما یک چیز را تماشا کردیم ، درست است؟ مثل اینکه ، هوگو واقعاً در جبران نیروها بلند شد و توبی را اینطور روشن کرد؟

صرف نظر از این ، تلویزیون خوبی ایجاد کرد اما جزیره عشق امشب پیامدهای شدید این سخنرانی را به ما ارائه می دهد.

همانطور که ساکنان جزیره از جورجیا خداحافظی می کنند و در آشپزخانه نان تست آخر را به او می دهند ، لوسیندا با گفتن این جمله: “اینجا جورجیا است – بزرگترین نفس هوای تازه در اینجا!”

اما توبی قبل از تصمیم درمورد اظهارنظر درباره هوگو ، ثانیه ای را هدر نمی دهد و می گوید: “و برای یافتن لیوان های دو رو!”

توبی با ابیگیل همراه شد ، و این باعث ناراحتی کلوئه شد ، بنابراین هوگو تصمیم گرفت که دوست خود را نجات دهد اما سخنرانی او برای برخی از جزیره نشینان ، به خصوص توبی ، خوب نبود.

هوگو در ساحل ساحل صحبت می کند: “من قصد ندارم آن را پس بگیرم ، منظورم کاملاً بود. امیدوارم بتوانم توبی را بگیرم و مسائل را مرتب کنم.”

توبی می خواهد هوگو را به چت بکشاند تا هوا را پاک کند اما ممکن است از آنچه می شنود خوشش نیاید.

توبی به هوگو می گوید: “این جالب نیست عزیزم. من شوکه شده ام ، این از شما ناراحت است. من نظرات شما را خواسته ام و از نظرات شما عصبانی نیستم. نظر شما کاملا معتبر است. واقعیت این است راه شما در مورد آن رفت. “

هوگو پاسخ می دهد: “من هنوز شما را خانواده می دانم و امیدوارم که بتوانیم از این مرحله عبور کنیم.”

ممکن است توبی تحت تأثیر قرار نگیرد ، اما قطعاً کلوئه تحت تأثیر قرار گرفته و در کلبه ساحلی می گوید: “هوگو هاموند – مانند بهترین فرد تا کنون. من هرگز چنین دوستی نداشته ام. من لال هستم. نمی توانم بیشتر سپاسگزار باشم. “

وزوز می کنیم

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>