فینال اول نگاه متاهل: این آزمایش توسط رسوایی تقلبی که هیچ کس ندیده است لرزاند

[ad_1]

همانطور که به گذشته بزرگ نگاه می کنیم MAFS، من می خواهم برای کسانی که در این راه گم کرده ایم لحظه ای سکوت کنم: جوراب های سام در روز عروسی اش. آب متعلق به هر کسی که در مهمانی شام کنار بریس نشسته بود ؛ اسباب بازی آلانا که به بازدید از کوههای جنوبی در عقب نشینی زوجها نرسید.

این قهرمانان واقعی هستند که هنگام غروب خورشید از آنها استقبال می کنیم MAFS 2021

وال.

به هر حال ، بیایید وارد این مسابقه بزرگ مسابقه شوید ، زیرا وجود دارد زیاد برای باز کردن در اینجا.

بیشتر بخوانید:
* در نگاه اول ازدواج کرده است: دوست دخترهای مخفی و یک ادعای تقلب شوک همه در مهمانی شام دیدار مجدد ظاهر می شود
* در نگاه اول ازدواج کرده است: بریس با افزایش شواهد علیه او ضربه محکم و ناگهانی می زند ، و یک مهمانی شام دینامیت می تواند بیش از یک زن و شوهر را خرد کند
* در نگاه اول ازدواج کرد: سرانجام ملیسا حقیقت دلخراش راجع به برایس را شنید
* در نگاه اول ازدواج کرده است: ملیسا تکه ای از ذهن خود را به برایس می دهد

جانی و کری

این زوج دوست داشتنی پس از ورود به آزمایش با شکستگی در قلب و ازدواج های ناموفق سابق ، بیشتر از این نمی توانستند یک داستان موفقیت باشند و صادقانه بگویم ، موهای کری نیز در کل نمایش نمی توانستند.

فقط … خیلی عالیه ، کری. کار خوب.

در طول مدت حضور در کاناپه ، جانی سرانجام برای اولین بار اعتراف می کند که “شدیداً عاشق کری است” و همسرش احساسات جوانه زدن خود را نسبت به او نیز تأیید می کند.

با ادامه مکالمه ، کارشناسان واقعاً وارد کار می شوند … اوه صبر کنید ، همین ، بحث تمام شد.

بله منطقی است متشکرم ، بعدی.

سامانتا و کامرون

آیا کسی قبلاً روی کاناپه دورتر نشسته است؟ من واقعاً فکر نمی کنم این امکان وجود داشته باشد.

کارشناسان مطلقا هیچ وقت نمی گذرانند تا با سامانتا و کامرون درگیر شوند و آنها روابط متقابل کامرون با عروس کوکو را که هنوز با همسرش ازدواج کرده بود پخش کنند ، و من واقعاً نیازی به تماشای دوباره هردو هضم زبان یکدیگر نبود.

“اخلاق شما کجاست ، کام؟” سامانتا پس از تماشای پشت صحنه س questionsال می کند. “من فکر نمی کنم که او چیزی داشته باشد” ، او قبل از اینکه داماد وقت داشته باشد به او پاسخ دهد ، به س ownال خودش پاسخ می دهد.

آره.

هنگامی که جان آیکن از کوکو می پرسد که آیا وی اعتقاد داشته است که وی در طول آزمایش شوهر خود را فریب داده است ، عروس انکار می کند که رابطه وی در آن مرحله هنوز ادامه داشته است ، اما کارشناس همچنان رفتار او را فریاد می زند. زیرا ، چرا که نه

وی با اشاره به مهمانی شام که کوکو به سادگی … در آن ظاهر شد ، می گوید: “شما در بالای ریه های خود فریاد می کشید” نه “، اما پاسخ واضح است که” بله “است.

مکالمه در حالی به پایان می رسد که سامانتا به شوهرش چند حرف آخر فراق را پیشنهاد می کند.

او می گوید: “من كاملاً چیزی برای گفتن به كامرون ندارم.”

آلانا و جیسون

بین این دو وقتی که به کاناپه می روند هوای یخی وجود دارد و با پایان یافتن رابطه آنها در خارج از آزمایش به طور نامتعارف – ظاهراً از طریق متن – به نظر می رسد اینجا در زیر سطح زیادی در کمین است.

در حالی که این زوج به سفر مشترک خود نگاه می کنند ، به نظر می رسد پلی بین این زن و شوهر ایجاد شده است ، زیرا آلانا بازوی خود را به طول کاناپه دراز کرده و دست خود را برای لمس شوهر سابق خود در حالی که اشک در هر یک از چشمان آنها قرار دارد ، دراز می کند.

جیسون می گوید: “او به من احساس كرد كه جایی دیگر ترجیح نمی دهد كه در كنار من باشد. او باعث شد احساس امنیت كنم و مثل اینكه شریك مناسبی برای من است.”

آلانا در حالی که شرکت کنندگان در یک قهقهه حل می شوند ، اضافه می کند: “موافقم … او شوخ بود و آن جنبه جدی من را هموار کرد. البته جنسیت خوب بود.”

پس صبر کنید ، چرا این بچه ها دوباره از هم جدا شدند؟

مل با پرسیدن احساسات کاملاً واضح و روشن … که آلانا و جیسون آن را کنار می گذارند ، مل می پرسد: “به طور واضح هنوز احساساتی بین شما وجود دارد ، آیا فرصتی برای شما بچه ها وجود ندارد؟”

لحظه ای تردید رخ می دهد – آیا ما در انتظار تغییر لحظه ای دیگر از قلب عروس عزیز هستیم؟

آلانا ، سرانجام ، به ناامیدی جمعی ما پاسخ می دهد: “این اتفاق نخواهد افتاد.”

وی می افزاید: “من از دوست بودن خوشحالم. ما بسیار سرگرم شدیم.”

جورجیا و لیام

اگر فکر می کردم که هیچ کس نمی تواند به نسبت سامانتا و کامرون روی یک کاناپه دورتر بنشیند ، اشتباه کردم. عنوان به این دو می رسد.

جورجیا پس از نگاه زوجین به پایان پرفراز و نشیب ازدواج خود که در جریان نذورات نهایی رخ داد ، به متخصصان اعتماد می کند: “من فکر می کنم لیام اولین عشق واقعی من بود.” “من فکر می کنم که ما به چنین مکان قدرتمندی رفتیم ، اما خیلی زود از هم باز شدیم.”

وی در حالی که لیام لبخند را برای اولین بار می شکند ، اضافه می کند: “من هنوز هم هر روز بهترین آرزوها را برای او دارم.”

شوهرش پاسخ می دهد: “من برای شما بهترین ها را آرزو می کنم.”

دیگر هیچ بمبی برای منفجر کردن وجود ندارد ، بیایید ادامه دهیم.

من سعی می کنم برای ملیسا و برایس خوشحال باشم.

نه

من سعی می کنم برای ملیسا و برایس خوشحال باشم.

ملیسا و برایس

در حالی که به نظر می رسد برایس و ملیسا در کنار هم بسیار خوشحال هستند ، طولی نمی کشد که کارشناسان در بحث و جدال هایی که این داماد سر گرم در طول سفر خود به آزمایش ایجاد کرده است ، دست می کشند.

اما ملیسا با توجه به اعتقاداتی که در تمام مدت زندگی با همسرش داشته است ، به نظر می رسد همانطور که بلیندا می خواهد تاپ های کوتاه و شلوارهای شلوار را بریزد ، نسبت به برایس متعهد است: به سادگی جدایی ناپذیر.

همانطور که کلیپ پخش می شود ، ربکا VINDICATED است.

نه

همانطور که کلیپ پخش می شود ، ربکا VINDICATED است.

با استناد به این واقعیت که او با دوستان برایس صحبت کرده است تا افسانه دوست دختری مخفی که در خارج از خانه منتظر برایس است را از بین ببرد – علی رغم این واقعیت که همه ما می دانیم این ملاقات متشکل از تغییر چشمان کناری و لهجه های ناجور است – جان از این فرصت استفاده کرده و بازی می کند که کلیپی از جلسه که هیچ یک از شرکت کنندگان آن را ندیده بودند.

با تماشای ملیسا ، می بینیم که دوستان برایس درمورد شایعه با یکدیگر صحبت می کنند ، غافل از اینکه دوربین هنوز درحال چرخش است و تأیید می کنند که در واقع آنها اعتقاد دارند داماد به ملیسا دروغ گفته و سرانجام تأیید کرده است “چیز هدیه درست بود”.

به سادگی هیچ راهی وجود ندارد. برایس کاملاً نمی تواند آن را توضیح دهد –

وی پاسخ می دهد: “به آنها گفته شد كه دستور كار خود را تنظیم كنند.”

متعجب؟

“صبر کنید ، پس آنچه شما می گویید این است که آنها بازیگری می کردند؟” مل هل می زند در حالی که برایس سر تکان می دهد. “پس … این دوستان شما هستند؟” الساندرا با ناباوری حیرت زده می گوید.

چهره من وقتی دوستانم مرا در تلویزیون ملی می فروشند.

نه

چهره من وقتی دوستانم مرا در تلویزیون ملی می فروشند.

توجه متخصصان را به ملیسا معطوف می کنند ، وی می پرسد که او از صحنه مشکوک چه می کند و او سرانجام این لحظه حقیقت غیرقابل انکار را برای مقابله با همسرش می گیرد و –

او در حالی که بریس با قدردانی اشاره می کند ، می گوید: “اگر این درست باشد ، ما می توانیم از پس آن برآییم.”

اوه ، ملیسا

ربکا و جیک

من واقعاً معتقدم که جیک و ربکا نمی توانند چیز دیگری را پرتاب کنند که در این مرحله ما را متعجب کند.

از اراده آنها ، آنها که نخواهند ازدواج کردند تا آنچه که به یک ادعای تقلب بین جیک و بوکا تبدیل شده است ، به راحتی نمی توان چیزی برای این دو با هم اختلاف داشت.

با شروع بوسه بین جیک و بوکا در سال نو ، ربکا اعتراف می کند که قلب او توسط خیانت شکسته شده است.

با دور شدن سریع از این ادعاها ، اکنون کارشناسان در حال بحث در مورد دوره زمانی هستند که ربکا آزمایش را ترک کرد و به خانه خود به پرت رفت تا از سگ بیمار خود مراقبت کند.

خوب؟ عجیب دنبال می شود.

جان می گوید: “در آنجا چیزی وجود دارد که ما باید در مورد آن توضیح دهیم” ، و چیزی در اعماق من ، یک حکمت باستانی که می داند همه چیز در معرض ضربه قرار دادن فن است ، به هم می خورد.

ما با تماشای خاطرات ویدئویی که خود ربکا از طریق تلفن خود فیلم برداری کرده است ، شروع می کنیم و کارشناسان را در مورد سلامتی سگ خود به روز می کنیم. تا اینجا … خیلی عادی.

با حرکت فیلم ، ربکا و اسکار را می بینیم که روی تخت خود بازی می کنند ، که ناگهان مردی وارد قاب می شود و ربکا تلفن را دوباره روی تخت می اندازد و کاملاً فکر می کند که ضبط را متوقف کرده است.

ناگهان مرد تکیه داده و آنها شروع به بوسه می کنند.

الان همه ما جیسون هستیم.

نه

الان همه ما جیسون هستیم.

نه اما مثل … آنها واقعا بوسه. با صداهای شلخته و ناله.

چی؟!

جیک عصبانی به نظر می رسد. سایر شرکت کنندگان در حال به اشتراک گذاشتن عبارات شوکه شده / منزجر / خوشحال / کاملاً کاملا لرزان هستند.

سرانجام ربکا گفت ، “این برادر من بود” ، و به س absolutelyالات هیچ کس پاسخ نداد.

چی؟!

جو ناگهان از پشت اتاق صدا می کند و من را از کما بیرون می کشد تا صدای جیک را که می خواهد کلیپ را تکرار کند بشنود ، و “صداهای بوسه آور تهوع آور از همه دوباره شروع می شود” .

48 ثانیه پس از آن توسط افکار کینه توزانه مصرف می شود: “آیا ربکا جیک را تقلب کرد؟” ، “آیا ربکا دروغ می گوید؟” ، “آیا ربکا جیک را … با برادرش تقلب کرد ؟!”

عروس سرانجام گفت: “خوب من تمیز می آیم”. او توضیح می دهد: “سگ من به حمل و نقل احتیاج داشت ، و من به سوختگی قدیمی رسیدم.”

ربکا ادامه می دهد در حالی که جیک به طور باورنکردنی به او نگاه می کند ، “احساسات جرقه زد و ما یک بوسه مشترک داشتیم.”

در حالی که مشخصاً هیچ چیز دیگری از این وضعیت خارج نشده است ، ربکا و جیک از مشاوره متخصصان آزاد می شوند و جیک بلافاصله از اتاق بیرون می رود.

او می گوید: “احساس می کنم مریض خواهم شد” ، دو برابر دوربین های عجله به سمت او می شوند.

جیک در حالی که اشکهایش را پاک می کرد ، سرش را در دستانش گفت: “این خیلی دلخراش است که این اتفاق افتاد. من در نذر به او گفتم که من عاشق او شده ام …”

“من یک ادم کامل هستم. خجالت می کشم.”

پاتریک و بلیندا

با عرض پوزش ، بنابراین شما به من می گویید که ربکا در حالی که با دیگری رابطه داشت ، برایس را به داشتن یک دوست دختر در خارج متهم می کرد در حالی که او ازدواج کرده است؟

آه ، بله ، پاتریک و بلیندا برای بحث در مورد روابط شایان ستایش خود به کاناپه هدایت می شوند و هر یک اعتراف می کنند که عاشق یکدیگر شده اند.

بنابراین … به همین دلیل است که ربکا هرگز محبت جیک را نشان نداد ، یا می توانست تصدیق کند که در تمام مدت نسبت به او واقعاً چه احساسی داشته است؟

پاتریک و بلیندا با شکوفایی رابطه و عشق به یکدیگر کارشناسان را به وجد آورده اند و حتی در حال ایجاد برنامه هایی برای آینده مشترک خود هستند.

صبر کنید ، بنابراین حتی زمانی که جیک و بوکا بوسه بی گناه سال نو را با هم تقسیم کردند ، ربکا شوهرش را متهم می کرد که به او خیانت کرده و به رابطه آنها پایان داده است؟

من فقط … هنوز سعی می کنم همه اینها را پردازش کنم.

من سعی می کنم این همه را با هم تکه تکه کنم.

نه

من سعی می کنم این همه را با هم تکه تکه کنم.

خواننده گرامی ، در سال 1988 ، زبان شناس و فعال سیاسی Noam Chomsky به ما گفت که “ما رسانه ای که شایسته آن هستیم را بدست می آوریم”.

نگاه كردن در نگاه اول ازدواج کرده است در سال 2021 ، به نظر می رسد که قبل از اینکه همه ما برگردیم و سال آینده دوباره این کار را انجام دهیم ، باید تأمل زیادی در مورد خود داشته باشیم.

تا آن زمان ، خداحافظ ، و موفق باشید.

این داستان اولین بار در 9News ظاهر شد و با مجوز بازنشر می شود.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>