فرزندان من هزینه خشونت پدرشان را ادامه می دهند

[ad_1]

نظر: او هنوز هم از حرکات ناگهانی دست و پا می زند. به سمت او حرکت کنید تا او را در آغوش بگیرید. بلند کردن دست برای رسیدن به چیزی بالاتر از او. وقتی کسی ظاهر می شود و او را نگه می دارد ، متعجب می شود. در سن 16 سالگی ، او هنوز در تلاش است تا از خود در برابر یک هیولا و خانواده اش محافظت کند که باعث ترس او از زندگی در هر ثانیه با او بود.

وقتی او دست و پا می زند ، فقط یک حرکت تند و سریع سر یا شانه ها نیست. این دو بازو بر روی سر او قرار دارد تا از خود محافظت کند ، سر به عقب ، وحشت در چشمانش باشد.

بیشتر بخوانید:

* حریم خصوصی قربانیان خشونت خانگی توسط اورانگا تاماریکی نقض شده است
* بسته 320 میلیون دلاری برای مقابله با خشونت خانوادگی و خشونت آمیز “شروع خارق العاده”
* قربانیان خشونت خانگی گفتند: “شما تنها نیستید … آنجا کمک می شود”

وقتی در راهرو ظاهر می شوم و او را غافلگیر می کند ، می جنگم تا اشک آسیب و عصبانیت نسبت به هیولایی را که باعث این امر شده است ، نگه دارم. دختر زیبای من همیشه مراقب باشید ، همیشه راه هایی پیدا کنید تا بتوانید از خود محافظت کنید. تحقیق درباره نحوه خرید اسپری فلفل. رفتن به ورزشگاه برای ایجاد قدرت برای محافظت از خودش. یادگیری مهارت های زنده ماندن از YouTube.

این یک تلاش بی پایان برای دختر سرحال و شاد من است. در داخل ، تاریکی هنوز وجود دارد – سعی می کند او را نگه دارد ، تا هنوز احساس شرمندگی ، بی ارزشی و همیشه ناامن کند. او حتی بعد از چهار سال که او را ندیده هنوز در سر او است.

مردی که او را در 2 سالگی دچار کبودی و ضرب و شتم کرد ، در حالی که خانواده اش دور هم نشسته بودند ، در حالی که او جیغ می کشید و جیغ می کشید ، در حمام با هیولا حبس شده بود. این اولین بار بود که دو بار این کار را کرد. فقط متوقف شد زیرا مدتی بعد با بچه ها رفتم و حالا كه ما در سیستم دادگاه خانواده بودیم ، او دیگر نمی توانست علائم بینایی را به خطر بیندازد.

به لطف دادگاه خانواده ، نوزاد دختر من و برادر کوچکش مجبور شدند وقت خود را با پدر زن متجاوز خود بگذرانند.

123rf.com

به لطف دادگاه خانواده ، نوزاد دختر من و برادر کوچکش مجبور شدند وقت خود را با پدر زن متجاوز خود بگذرانند.

دخترم با سختگیری خودش را به یاد شخصیت سارا کانر از فیلم می اندازد نابودگر.

خود را برای روز احتمالی از روبرو شدن با هیولا یا قبیله اش آماده می کند. درخواست چکمه های رزمی ، کت چرمی و کلاه ایمنی برای هدایای تولد فقط یک مرحله آزمایشی مد نوجوان نیست. آنها برای کمک به او در احساس سختی و امنیت است. در هر زمان آماده مبارزه و محافظت از خودش است.

کاش فیلم بود. اما اینطور نیست ما همسایگان شما ، خریداران هفتگی ، جامعه مدارس ، هر روز نیوزیلندی ها هستیم.

هیولا هنگام بارداری با اولین نوزادم – دخترم ، نسبت به من خشونت بیشتری پیدا کرد ، زیرا او مجبور بود زندگی جدیدی را به اشتراک بگذارد و این تمایل او به تسلط کامل بر من را تهدید می کند.

در رحم ، دخترم از همان ابتدا فشارهای ناشی از خشونت در خانواده را تجربه کرد. ادامه هنگامی که او کودک 3 ماهه بود ، در یک بسته جلوی من خوابیده بود ، زیرا هیولا من را در اتاق خواب ما خفه کرد ، در حالی که خانواده اش در سالن بودند.

در حالی که من او را غسل می دادم ، به هیولایی که دختر بچه ام را در آغوش گرفته بود ، در حالی که مرا با یک ظرف برش ماهی تکان می داد. او مشت ها را دید ، روی پای من لگدمال می کرد ، می زد ، زمین خورد ، خشم ، راه رفتن روی پوسته های تخم مرغ ، کنترل رفتار. و همینطور خانواده اش که همانطور که اتفاق افتاد کنار ایستادند.

به لطف دادگاه خانواده ، دختر بچه و برادر کوچکش مجبور شدند وقت خود را با هیولا و خانواده اش بگذرانند. بدون محافظت ، هیچ کس به آنها کمک کند. همه نشانه ها و شواهد در آنجا بود – اما فرزندان من برای تصمیم گیرندگان معنایی نداشتند و در کنار هیولا بودند ، در جلسات دادگاه علناً جوک و شوخی می گفتند. وكیل خودم ، كه در كنار هیولا در كنار دادگاه قرار گرفت تا در حالی كه من در آنجا ایستاده ام ، بدون حمایت و سرگشتگی ، احساس سر و صدا كرد و فهمید كه در چه باشگاهی قدم گذاشته ام.

در این زمان بود که تصمیم گرفتم روانشناسی کودک و نوجوان را بخوانم تا اثرات مخربی را که فرزندانم هنوز مجبور به بزرگ شدن بودند ، خنثی کنم.

در روزهایی که ما برای اولین بار در دادگاه خانواده حضور داشتیم ، چند فرد باورنکردنی و پرشور وجود داشت که من واقعاً به کودکانی که از خشونت خانگی رنج می بردند اهمیت می دادند و از بیان آن نمی ترسیدند. اکنون در سال 2021 دیدن بسیاری از موارد دیگر بسیار جالب است. این افراد که برای قربانیان ایستادگی می کنند ، سازندگان تغییر هستند. مواردی که به ما امید ، قدرت می دهند و به ما کمک می کنند تا شفا پیدا کنیم.

وقتی دخترم غافلگیر می شود و سرش را می پوشاند ، به او می گویم مشکلی نیست. با اطمینان دادن به او در امنیت ، فقط من هستم. ما درمورد وقتی که او چنین واکنشی نشان می دهد صحبت می کنیم تا هرگز احساس شرمندگی نکنیم.

و هنگامی که او دست و پا می زند ، او در تلاش است تا از خود محافظت کند – که این یک چیز خوب است. و در آن لحظه ، او می تواند از خود بپرسد – آیا اکنون من در امنیت هستم ، چه واکنشی لازم است از خود نشان دهم.

او در حال نوشتن مجدد آنچه برایش سخت شده بود. و با این کار ، هیولا بارها و بارها کنترل خود را از دست می دهد. بنابراین او می تواند آزاد باشد که خودش باشد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>