دختری شش ساله در امتداد مسیر نیوزیلند 2300 کیلومتر با خانواده پیاده روی می کند

[ad_1]

یک خانواده پنج نفره ، از جمله یک دختر شش ساله “مقاوم ، قوی و ماجراجو” ، مسیر Te Araroa را از کیپ Reinga تا Bluff پیاده طی کرده است.

در کل ، آنها 2300 کیلومتر از 3000 کیلومتر مسافت را پیمودند ، و به دلیل نگرانی از نظر ایمنی و جوی ، بزرگراه ها و دو بخش بوش را دور زدند ، اما آنها قصد دارند اواخر امسال بخش های بوش را تکمیل کنند.

گلدی Gerlach پنج ساله بود که خانواده اش شش ماه پیاده روی را شروع کردند و در نیمه راه شش ساله شد.

اعتقاد بر این بود که این جوان که هر روز کوله پشتی کوچکی به همراه داشت ، جوانترین فردی است که پیاده روی می کند.

بیشتر بخوانید:
* بله نه: این تابستان صدای دنباله روی ملی ما کیوی است
* ‘هر روز ، این در ذهن و قلب من است’ – داستان حماسی دنباله Te Araroa

خانواده Gerlach در 21 نوامبر 2020 از کیپ Reinga عزیمت کردند و در 18 مه وارد بلوف شدند.

نکته قابل توجه ، قبل از شروع پیاده روی ، آنها هرگز یک سفر شبانه روزی را با هم انجام نداده بودند.

دینا گفت ، اما این مانع از تام و دینا و بچه های آنها جونو ، 12 ساله ، جاپلین ، 10 ساله و گلدی از شروع یک کار “متفاوت و وحشی” نبود.

وی روز بعد از پایان کار گفت: “ما شش ماه است که راه می رویم ، بنابراین بسیار حماسی بوده است.”

این خانواده قبل از تصمیم برای عزیمت به نیوزیلند و زندگی جدیدی برای خود در سال 2020 در سواحل شمالی سیدنی زندگی می کردند.

آنها علاقه زیادی به ماجراجویی داشتند قبل از اینکه به محل کار و مدرسه برسند ، و می دانستند که مسیر Te Araroa آرام خواهد بود و هیچ بازدید کننده بین المللی ندارد.

دینا ، اصالتاً کیوی اهل نورتلند ، گفت: “ما تقریباً همه چیز را فروختیم و نقل مکان کردیم و تازه راه افتادیم.”

تام و دینا جرلاخ و بچه ها پس از رسیدن به بلوف در مسیر Te Araroa ، آن را در بلوف جمع کردند.

عرضه شده / موارد

تام و دینا جرلاخ و بچه ها پس از رسیدن به بلوف در مسیر Te Araroa ، آن را در بلوف جمع کردند.

“ما فقط می خواستیم قبل از رفتن بزرگتر به دبیرستان ، كاری واقعاً شگفت انگیز با بچه ها انجام دهیم و احساس می كردیم كوچكتر برای این كار آماده است ، او یك فرد كوچك به خصوص قوی ، مقاوم و ماجراجو است. او متوسط ​​شش ساله شما نیست. “

روزهای اول پیاده روی در امتداد ساحل نود میل ، دوره آموزش آنها بود ، جایی که آنها یاد گرفتند یک شبه به صورت خانوادگی اردو بزنند و هر روز برای مدت طولانی پیاده روی کنند.

و آنها فقط با تسخیر رشته کوه ها و چندین تجربه جدید ادامه دادند.

آنها 130 روز از 177 روز را پیاده روی کردند و 47 روز استراحت را در این بین لذت بردند.

طولانی ترین مسافت پیاده روی آنها 29 کیلومتر در روز بود.

و طولانی ترین روز آنها 13.5 ساعت بود [25kms]، در حالی که آنها یک ردیف کوهنوردی 52 کیلومتری در پایین رودخانه Whanganui در یک مسیر و یک چرخه 42 کیلومتری در یک مسیر دیگر انجام دادند.

این ماجراجویی راهی عالی برای فرزندان آنها بود تا کشور جدید خود را بشناسند و در این مسیر با برخی از اقوام خود ملاقات کنند.

دینا و تام در طی شش ماه شاهد رشد جوانان خود بودند.

وی گفت: “دیدن آنچه بچه ها می توانند انجام دهند ، بسیار جالب است.”

وقتی کار سخت تر شد ، آنها مقاومت بیشتری پیدا کرده و مقاومت بیشتری پیدا کردند.

“دنباله فقط همان کاری شد که آنها انجام دادند ، مانند رفتن به مدرسه. آنها کاری را که ما انجام می دادیم ، پیاده روی پذیرفتند و از آن نهایت استفاده را بردند. “

اعضای خانواده Gerlach در ساحل نزدیک Riverton در مسیر Te Araroa قدم می زنند.

عرضه شده / موارد

اعضای خانواده Gerlach در ساحل نزدیک Riverton در مسیر Te Araroa قدم می زنند.

گفته شد ، بچه ها محیط آشنا خود را از جمله اتاق خواب ، دوستان و اسباب بازی ها از دست داده اند.

وی گفت که آنها پیاده روی را از نظر جسمی و روحی چالش برانگیز می دانند ، اما به طرز چشمگیری مقابله کرده اند.

همه آنها کوله پشتی به همراه داشتند ، در حالی که گلدی جوان پیشنهادات متعدد والدینش را برای حمل کالاهای خود رد کرد.

مادرشان گفت که کودکان آزادی در فضای باز را دوست داشتند و تخیلات آنها در طی شش ماه شکل گرفته بود.

“بچه ها هیچ اسباب بازی برای بازی نداشتند. آنها شمشیر ، تیرکمان و کمان درست کردند ، یاد گرفتند از چاقوهای جیبی خود استفاده کنند ، قصه ها بگویند ، کارت بازی کنند و ستاره ها را تماشا کنند.

“آنها اکنون بسیار خوب هستند که می توانند بازی های شخصی خود را ارائه دهند. این بسیار خوب است که مغز آنها چگونه در آن دوره تنظیم شده است. “

اما همه فکر نمی کردند ماجراجویی خانوادگی شان ایده خوبی است.

دینا گفت: “یک زن گفت این کودک آزاری است و بعضی از افراد گفتند فقط این کار را نکن ، این در مورد بچه ها منصفانه نیست.”

وی اعتقاد داشت که آن افراد ایده های خاص خود را در مورد مواردی که ایمن است و چه چیزهایی ایمن نیستند.

اما این زوج گفتند که در تمام طول سفر محتاط بوده اند ، به خصوص با توجه به اینکه نمی دانستند ماجراجویی چگونه خواهد بود.

آنها قبل از راه رفتن هر بخش را ارزیابی کرده بودند و با افراد زیادی صحبت کرده بودند.

“به همین دلیل ما بخشهای رودخانه را در گذرگاه آرتور انجام ندادیم ، ما چنین خطری نکرده ایم.”

دینا و تام گرلاخ و بچه هایشان هنگام ورود بلوف در مسیر Te Araroa بوی خط پایان را حس می کنند.

عرضه شده / موارد

دینا و تام گرلاخ و بچه هایشان هنگام ورود بلوف در مسیر Te Araroa بوی خط پایان را حس می کنند.

“نود و نه درصد” مردم از گرفتن بچه ها حمایت می کردند.

“به خصوص وقتی آنها را ملاقات کردند و دیدند که چقدر راحت و سرزنده و خوشحال هستند ، آنها فقط فکر کردند که این عالی است.”

خانواده برخی از “بخشهای اصلی” ، مانند Richmond Ranges و Waiau Pass را طی کرده بودند ، که هر دو 10 روز طول کشید تا تکمیل شود ، اما با پیاده روی دیگر که به آنها پیوسته و با بچه ها کمک می کردند ، کار آنها آسانتر شد.

آنها شب ها ، به ویژه در جزیره شمالی ، در چادرها می خوابیدند ، در حالی که هنگام استفاده از استراحت در کمپ ، در کابین های پارک تعطیلات و خوابگاه های کوله پشتی اقامت داشتند و حتی غریبه ها آنها را به آنجا منتقل کرده بودند.

آنها شبها در کلبه DOC در جزیره جنوبی اقامت داشتند.

آنها در بخشهای طولانی غذای کم آب فراوان می خوردند ، در حالی که برنج ، ماکارونی ، میسلی و ماهی تن نیز جزap غذاهای اصلی بودند و سبزیجات تازه در شهرها بلعیده می شدند.

این زوج که سفر خود را در noodlesforbreakfast.com وnoodlesforbrekky در اینستاگرام مستند کردند ، گفتند که کنار گذاشتن درآمد ، تحصیل و همه چیزهای آشنا برای گرفتن چیزهای ناشناخته تصمیم ساده ای نبوده است.

در مسیر چیزهای زیادی وجود داشت که باید از آنها ترسید ، اما زندگی بسیار ساده تر و در مورد بقا بود.

“هر شب کجا خواهیم خوابید؟ آیا غذای کافی دریافت کرده ایم؟ از کجا می توانیم آب جمع کنیم؟

“ما باید یاد بگیریم که چگونه در آنجا زنده بمانیم. چگونه می توان نت های دنباله را تفسیر کرد و حدس زد که ممکن است یک بخش طول بکشد. اگر نتوانستیم آن را تنظیم کنیم برنامه های احتمالی ما چه بود. “

و آنها یاد گرفتند که لذتهای ساده زندگی را بدانند. دوش آب گرم ، غذای تازه ، تختخواب با ملحفه ، “چنین لذت هایی” پس از کشش طولانی در بوته.

جونو ، 12 ساله ، گفت این مسیر او را از بسیاری جهات تغییر داده است. او اعتماد به نفس بیشتری داشت ، با والدینش “ارتباط” برقرار کرده بود و دیگر نگران آنچه دیگران فکر می کردند نبود.

“این همچنین به من کمک کرد تا ببینم شما برای خوشبختی به چیزهای زیادی احتیاج ندارید.”

حالا خانواده منتظر یافتن خانه جدید بودند و بچه ها از بازگشت به مدرسه هیجان زده شدند.

تام ، که ریاست تیم فروش یک شرکت بزرگ شراب سازی در استرالیا را بر عهده داشت و دینا ، یک عکاس ، گفتند که آنها امیدوارند که ادامه ماجراهای ادامه یافته در زندگی نیوزلند را ادامه دهند.

دینا گفت: “ما در جایی در جزیره جنوبی زندگی خواهیم کرد ، هنوز مطمئن نیستیم کجا هستیم ، باید کار پیدا کنیم.”

و در بهار و تابستان ، آنها برنامه ریزی می کنند که قسمت های بوته ای را که از دست داده اند تکمیل کنند – قسمت اول در گذرگاه آرتور و دوم در کوههای تاکیتیمو Southland و دامنه Longwood Range.

دینا گفت: “ما احتمالاً سه هفته پیاده روی داریم که جبران می کنیم.”

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>