خبرنگار مائوری در گالری: کنار آمدن با نژادپرستی روزانه در کندوی زنبور عسل به عنوان خبرنگار مائوری

[ad_1]

نظر: “وابسته به رفاه” ، “فرومایه” ، “وحشی” ، “بومی”.

با گذر از پارلمان ، به دفتر خود در گالری مطبوعات می روم و با پرتره های طلاکاری شده گزارشگرانی که پیش از این آمده بودند ، یادآوری می کنم افرادی که این دیوارها را زینت می دهند همان افرادی بودند که نژادپرستانه ترین سخنان چاپ شده را چاپ کرده اند ، شعارهایی که جامعه ما و نحوه درک مردم از مردم من را شکل داده است.

این احساسی است که من احساس می کنم هر روز وارد دفتر کارم می شوم و در حالی که روزهایی احساس بی حسی به آن می کنم ، قطعاً روزهایی وجود دارد که مرا تکان می دهد و احساس تنهایی می کند ، زیرا نه تنها فضا به نظر من نمی رسد و نه نماینده من است ، این جشن کسانی است که این عقیده را ستم کردند که شخصی مثل من می تواند وجود داشته باشد.

یکی از دوستان خوب من اغلب به من یادآوری می کند ، “رشد و آسایش نمی تواند همزمان باشد” ، و در نهایت ، به همین دلیل است که خودم را در این محیط ناخوشایند قرار می دهم ، زیرا می دانم که مردم من شایسته ارائه دیدگاه های خود هستند.

بیشتر بخوانید:
* حقیقت ما ، Tā Mātou Pono: عذرخواهی چیزها خوش آمدید اما دیرهنگام است – دستیار کمیسر کودکان Māori
* یک س ofال در طی 5 سال چقدر تغییر کرده ایم
* نخست وزیر ما باید سخنرانی های روز Waitangi خود را با چیز مفیدتری جایگزین کند
* Te reo از Pākehā چیزی نمی گیرد ، پس چرا ما اینقدر دفاعی هستیم؟

من می دانم که رشد در اینجا وجود دارد ، زیرا برای من ، اطمینان حاصل کنید که جهنم وجود ندارد.

با این وجود ، طی دو هفته گذشته ، میزان ناراحتی حتی بیش از حد معمول ظالمانه تر شده است ، زیرا مائوری در بحث های پارلمانی با جدایی طلبی به نام ابتکارات بهداشتی متمرکز بر مائوری ، مرکز توجه قرار گرفته است.

تلاش های مائوری برای ادعای tino rangatiratanga ، حق تعیین سرنوشت طبق معاهده وایتانگی مورد تمسخر قرار گرفته است.

فریاد سیاسی سطح بالا به دنبال آن می آید که اساساً به معنای “خاموش باش ، مائوری. شما خاص نیستید شما خوش شانس هستید که مدیریت ما را بر عهده دارید بنابراین فقط سعی کنید مطابقت داشته باشید. سعی کنید مانند ما یک پوکه باشید و زندگی شما بسیار بهتر خواهد شد. “

این در مورد من و واناو من است

در حالی که برخی از مردم نیوزیلند احتمالاً این بحث را قوی و ضروری می دانند ، اما من معتقدم که آنها تأثیرات طاقت فرسایی را که بر شخصاً مائوری گذاشته است درک نمی کنند.

این به این دلیل است که اگرچه غیر مائوری ممکن است عباراتی مانند “دیابت نوع 2 نسبت به افراد غیر مائوری بیشتر تشخیص داده شود” ، چیزی که من می شنوم این است که دیابت نوع 2 بیشتر تشخیص داده می شود.

وقتی می شنوید که مائوری به دلیل نابرابری در سیستم بهداشت ، احتمال مرگ بر اثر سرطان دو برابر متوسط ​​نیوزلندری است ، آنچه می شنوم این است که خواهر و برادرهای من به دلیل سرطان بیشتر می میرند.

وقتی می شنوید که مائوری احتمالاً هفت سال جوانتر از سایر ملیت ها خواهد مرد ، چیزی که من می شنوم این است که والدین من احتمالاً هفت سال جوانتر از پدر و مادر دوستانم خواهند مرد.

از نظر غیر مائوری ، اینها فقط آمار هستند ، اما از نظر مائوری ، این به معنای واقعی کلمه یک مورد مرگ و زندگی است.

پس چرا مایوری نمی خواهد پول و انرژی بیشتری برای سلامتی مائوری بگذارد؟ چرا مائوری نمی خواهد یک سیستم بهداشتی ایجاد شده و توسط مائوری مدیریت شود؟

وجود همین اختلافات نژادپرستانه است. منطقی است که ما می خواهیم از سیستمی دور شویم که به نظر می رسد فقط مائوری بودن کسری است.

لفاظی ها را متوقف کنید

این واقعیتی است که ما به خوبی می شناسیم و درک می کنیم. به همین دلیل است که شنیدن بحث غیر مائوری درمورد اینکه چه چیزی برای مائوری خوب است و اینکه آیا یک گزینه مناسب برای نیوزلند است آیا بیمارگونه است ، دردناک است و بار دیگر ناخوشایند است.

در حالی که سالهای فعالیتم در روزنامه نگاری به من آموخته است که از پیش فرض پرهیز کنم ، من اغلب فکر می کنم که نمایندگان مجلس باید بدانند که چگونه سخنان آنها بر کشور تأثیر می گذارد و در بهترین حالت باعث ناراحتی و در بدترین حالت تبعیض نژادی می شود.

شنیدن انعکاس سخنان خودشان در سخنان نفرت در خیابان ها باید کافی باشد تا بتوانند از نحوه صحبت در مورد مائوری مراقبت کنند.

اگر افرادی که مستقیماً از نتایج تبعیض نژادی می میرند برای متوقف کردن سخنان کافی نیستند ، چه اتفاقی می افتد؟

این افکار واقعیت من است ، دلیلی که هر روز آن تنهایی را در گالری مطبوعات راه می دهم.

از آنجا که واقعیت امر این است که در حالی که اکثر رهبران ملی ما در مورد چگونگی بهتر شدن مائوری صحبت می کنند ، من مجبورم که آن را زندگی کنم و یکی از پل های بین جهان سیاسی و مردم باشم و اطمینان حاصل کنم که te iwi Māori از مسائلی که همه ما را تحت تأثیر قرار می دهد.

در پایان روز نمی خواهم کلاه مائوری خود را آویزان کنم. راه دور کردن گزینه ساده ای است ، اما وقتی این فکر سرش را می گیرد ، و وقتی صداهای غیبی به من زمزمه می کنند که ساده تر است که تسلیم شوید و سعی کنید در عوض با Pākehā منطبق شوید ، من سخنان حکیمانه یک مائوری دیگر را به یاد می آورم که شعارهای ماوری را باید به چالش بکشد ، و من کار را ادامه می دهم.

وی اظهار داشت: “این مایوس است که هر مائوری آرزو دارد که فقیر شود اروپایی، وقتی سرنوشت واقعی آنها ، که توسط خالق تجویز شده است ، تبدیل به یک بزرگ شود مائوری” – سر هیمی هناره

این داستان در اصل در اخبار مائوری منتشر شده است و با مجوز بازنشر می شود.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>