جزیره عشق: وقت آن است که پسران هنگام دزدکی رفتن به کازا آمور بدرخشند

[ad_1]

برگشته

تدی متنی دریافت می کند و همه ما می دانیم که این فقط یک معنی می تواند داشته باشد ، بچه ها به سمت Casa Amor می روند.

با گفتن “پسران ، تعطیلات یک پسر بچه را دوست دارید؟ اکنون همه شما باید دزدکی از ویلا بروید بدون اینکه دختران از # پلایا #CasaAmor مطلع شوند” ، واکنش دقیقاً همان چیزی است که انتظار دارید.

پس از صبح عادی در ویلا ، پسران آماده می شوند که ترک کنند اما بعد از اینکه هدایایی را برای دختران گذاشتند نه.

لیبرتی وقتی متوجه می شود پسران از بین رفته اند ، به آشپزخانه بیرون می رود و فک او پایین می افتد ، اما واکنش کلوئه نسبت به این خبر بسیار متفاوت است.

او به کلبه ساحلی می گوید: “من سر و صدا می کنم. من فقط می خواهم همه آنها را ببینم و همه آنها را دوست داشته باشم.”

“من بازی هستم. من می خواهم معاشقه کنم ، می خواهم دزدکی کنم ، همه می دانند که من عاشق دزدیدن هستم. احساس می کنم خیلی راضی هستم. من دوباره قدرت را پیدا کردم.”

از آنجا که فی بیش از این آزمایش اخیر بیشتر عصبی می شود ، لیبرتی اطمینان دارد که سر جیک برنمی گردد.

لیبرتی می گوید: “فکر نمی کنم تقلب شوم.”

کاز پاسخ می دهد: “جیک جرات نمی کند.”

اما در حالی که پسران برای رفتن بسیار عجله داشتند ، دختران مانده اند که چمدان های خود را برای آنها ببندند و از خود هدایایی بر جای بگذارند.

کاز هنگام بسته بندی پرونده تایلر می خندد: “آیا باید شلوار جین سفید بفرستم؟ اینجا کارشکنی کافی انجام نمی شود.”

و لیبرتی نیز همین ایده را دارد و می گوید: “خوب است سوتین؟”

میلی گردنبند Sagittarius خود را به پرونده لیام اضافه می کند و می گوید: “به خدا سوگند اگر او این گردنبند Sagittarius را از دست بدهد من دیوانه خواهم شد.”

در همین حال در کازا آمور ، شش دختر تازه وارد می شوند و هوگو با دیدن آنها بیش از ماه است ، در حالی که توبی از قبل سرش را برگشته است.

توبی در کلبه ساحل کازا می گوید: “خطر از هر جهت وجود دارد. من نمی دانم کجا را جستجو کنم. نمی توانم تماس چشمی را برای مدت طولانی حفظ کنم زیرا احساس می کنم هر یک از آنها دختران هستند. … هستم. “

اما جیک از آن طرز فکر بسیار دور است ، اما قاطعانه اکنون که مقام رسمی لیبرتی را بر عهده دارد ، سر او را برنمی گرداند.

جیک می گوید: “من یک دوست دختر دارم. رسمی است. “

بعداً به پسران اضافه می کند: “شما پسران همه مردهای تنها هستید. هیچ یک از شما برچسب خود را ندارد. یک برچسب آن چیز را سیمان می کند. با من قطعا آن چیز را سیمان می کند. اگر من جای شما بودم ، باید به آن فکر می کردم ، اگر چیز بهتری پیدا کردم ، می خواهم با آنها گپ بزنم و کمی بیشتر با آنها آشنا شوم. این یک بار در زندگی است. “

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>