جزیره خیره کننده وایکه چیزهای فراتر از تورهای شراب دارد

[ad_1]

من قبل از گرفتن کشتی فولر به جزیره ، چیزهای زیادی در مورد وایکه شنیده بودم. اولین برداشت من از طریق دوست پسرم بود که در مورد بازدید از خانه پدر و مادرش همراه با تصاویر نوشیدن شراب در سواحل غوطه خورشید به من گفت.

سپس در طول اقامت در وایلدرلند ، دختری به من گفت که در جزیره وایهکه بزرگ شدم و در کمون با ما اقامت داشت. او به ما گفت که جزیره از یک محل استقرار آرام و بوهمی به یک مکان سریع برای خریداران خانه دوم تغییر کرده است.

من و دوست سفرم ، لیلا ، گفتگوی بیشتری داشتیم که به نظر می رسید سفر به این جزیره از بودجه ما خارج است. این واقعیت که هیچ یک از ما شراب را دوست نداشتیم ، به این معنی بود که ما وسوسه نمی شدیم که یک سفر یک روزه را برای یک تور شراب Waiheke انجام دهیم. با این حال ، پس از پیاده روی های مکرر از طریق عکس در اینترنت ، زیبایی جزیره بیش از حد ما را مجذوب خود کرد تا نتوانیم سفر را تمام کنیم.

با سر خوردن در آبهای ساکن خلیج هاوراکی ، از قله های آتشفشانی برجسته جزیره رنگیتوتو عبور کردیم. این واقعاً سورئال بود که می دید چنین انبوهی از بیابان دست نخورده با برجهای شیشه ای آسمان اوکلند که هنوز از دور برق می زدند. با نزدیک شدن به وایکه می توانیم دامنه هایی را که با باغ های انگور تزئین شده اند ببینیم که درباره آنها چیزهای زیادی شنیده بودیم.

یک قایق در زیر یک پهوتوکاوا شکوفا بالا رفت.

اندی لیک

یک قایق در زیر یک پهوتوکاوا شکوفا بالا رفت.

بیشتر بخوانید:
* بهترین نقاطی که بیشتر گردشگران در جزیره وایکه از دست می دهند
* پناهگاه من: ونسا مارشال ما را به گشت و گذار در خانه و کاپوت Waiheke خود می برد
* چرا باید در اطراف جزیره دیدنی Waiheke قدم بزنید

ترمینال کشتی با زندگی غم انگیز بود ، رانندگان تاکسی در حالی که علائم را در دست داشتند صدا می زدند ، اعضای خانواده یکدیگر را در آغوش می گرفتند و مردم برای رسیدن به صف اتوبوس ها سرگرم می شدند. من و لیلا هیچ هماهنگی برای سفر خود نکرده بودیم ، بنابراین به هم لبخند زدیم و شانه بالا انداختیم ، و از جاده بالا رفتیم تا ببینیم کجا می رود.

تماشای غروب خورشید از میهن در خلیج کوچک اونروا.

اندی لیک

تماشای غروب خورشید از میهن در خلیج کوچک اونروا.

طبیعت التقاطی این جزیره با ورود به شهر Oneroa برای ما آشکار شد. لیلا وارد مغازه هیپی فروشی شد که با عود خوشبو بود و با دیوارکوب های قومی تزئین شده بود ، من بیرون منتظر ماندم و مردم تماشا می کردند. مردمی با پاشنه خوب در امتداد ردیف رستوران های پیشرفته در حالی که یک خرده دانش آموز از لبنیات محلی خارج می شد ، بستنی در دست داشت.

ما به پنجره های یک آژانس املاک نگاه کردیم و با هیجان به خواص زیبایی در کنار ساحل اشاره کردیم که ارزش آنها به میلیون ها میلیون دلار رسید. لیلا می خواست به اطراف شهر نگاه کند بنابراین تصمیم گرفتم ساحل را بررسی کنم. با پرسه زدن در مسیری که با گلهای پرنده بهشت ​​عجیب و غریب و با عطر و بویی از گل هیبیسکوس خوشبو است ، به خط ساحلی رسیدم.

ساعت طلایی در Oneroa.

اندی لیک

ساعت طلایی در Oneroa.

شن و ماسه نرم ساحل Oneroa با گلدهی درختان puthutukawa حاشیه ساز شد ، خورشید در حال غروب بود و مردم شهر با تمام قدرت بیرون می رفتند ، سگهای خود را راه می بردند و در حالی که موج پای آنها را لگد می زد ، گپ می زدند.

ساحل صخره ای موجود در Little Oneroa محل زندگی یک کلونی پر سر و صدا از مرغ دریایی بود.

اندی لیک

ساحل صخره ای موجود در Little Oneroa محل زندگی یک کلونی پر سر و صدا از مرغ دریایی بود.

وقتی لیلا به من پیوست ، با هیبت در خانه های زیبایی که به اقیانوس نگاه می کردند ، ساحل را گشتیم. به نظر می رسید که هر خانه بخش مخصوص خود را در ساحل دارد ، صندلی ها و میزهای روی شن و ماسه و تاب هایی که از درختان پهوتوکاوا آویزان شده اند. ما متوقف شدیم و با یک زن و شوهر صحبت کردیم که سگشان را می رفتند و مردم هنگام تماشای غروب خورشید برای ما دست تکان می دادند ، حال و هوای شهر کوچکی را داشت

ما در حوالی خلیج کوچک Oneroa پرسه زدیم و متوجه شکم های جغجغه ای خود شدیم و با هیجان به سمت فروشگاه ماهی و تراشه ها حرکت کردیم و شام خود را با گوش دادن به امواج و وزش باد از میان درختان خوردیم.

ما در مورد چگونگی جزیره در مقایسه با انتظارات ما تاکنون بحث کردیم. علی رغم اینکه خیلی کم دیده بودم ، از دیدن این جزیره که دارای چنین شخصیت منحصر به فردی بود ، متعجب شدم. به نظر می رسید چیزهایی که شنیده ایم درست هستند ، نشانه های واضحی از تغییر جمعیت شناسی وجود دارد ، اما هنوز هم تا حدودی دست نخورده احساس می شود.

بعداً همان شب به اطراف Oneroa کوچک گشتم ، گروهی دور میز پیک نیک نشستند و به زبان اسپانیایی صحبت می کردند و گیتار را ضرب می زدند. این جزیره با زندگی آرام گرفت ، البته سرعت آن بسیار کندتر از اوکلند نزدیک بود. از آنجا که من در انگلستان هستم ، برای یافتن این سطح از آرامش و سکوت باید بیش از یک سوار کشتی از بزرگترین شهر ما سفر کنید.

سه pōhutukawa به هم پیوسته بودند تا یک پل طبیعی زیبا ایجاد کنند ، به اندازه کافی گسترده برای عبور از آن طرف.

اندی لیک

سه pōhutukawa به هم پیوسته بودند تا یک پل طبیعی زیبا ایجاد کنند ، به اندازه کافی گسترده برای عبور از آن طرف.

روز بعد که از خواب بیدار شدیم ، آنلاین جستجو کردیم تا پیاده روی محلی را پیدا کنیم که بتوانیم در آن Waiheke را بیشتر جستجو کنیم. یکی از آنچه که برای ما برجسته بود پیاده روی ساحلی Little Oneroa به Palm Beach بود زیرا این فرصت را به ما می داد تا بیشتر از خط ساحلی معروف Waiheke را ببینیم.

آسمان صاف و دلپذیر گرم بود. در جزیره روز بهاری زیبایی بود. با شروع از انتهای ساحل Little Oneroa ، مسیر از بوته بومی بکر عبور می کند و آفتاب سایبان سرخس درختان را روشن می کند. با عبور از میان درختان به چندین چشم انداز زیبا رسیدیم و به آبهای بلورین اقیانوس زیر نگاه کردیم.

مناظر گسترده از ساحل پالم آن سوی کوههای Coromandel در افق.

اندی لیک

مناظر گسترده از ساحل پالم آن سوی کوههای Coromandel در افق.

رسیدن به یك یاروی خاص از نكات جالب توجه بود ، یك دختر محلی در حال امتداد طوفان طلایی خود را تماشا می كرد. استخرهای صخره ای به اندازه شیشه ، خط ساحل را در کنار کایاک هایی که به سمت ساحل کشیده شده اند ، تزئین کرده اند. تاج جواهر سه درخت پهوتوکاوا بود که برای ادغام در یکدیگر رشد کرده بودند و پلی را به اندازه کافی گسترده برای عبور از آن تشکیل داده بودند.

در ادامه راه رفتن به یک نیمکت با منظره گسترده اقیانوس رسیدیم. ما می توانستیم مقصد نهایی خود را از پالم بیچ ببینیم ، یک ماسه سفید با آب بسیار آبی که در زیر نور شدید آفتاب سخت است آن را ببینیم. آن روز بسیار واضح بود که می توان از کنار ساحل آن طرف کوههای شبه جزیره کوروماندل دیدن کرد.

ما از میان دره ای زیبا از سرخس درختان و نخل ها عبور کردیم ، شاخه های آنها با صدای tūī آواز می خواندند. در حال قدم زدن از پله ها به سمت ساحل ، بانویی متوقف شد و درباره چگونگی خیره کننده بودن ساحل و احساس گرم بودن آب و هیجان ما با ما صحبت کرد. شن و ماسه گرم و اقیانوس شفاف و فیروزه ای بود ، به طور شلوغی شلوغ بود ، مردم به ما امواج و لبخندهایی می دادند که در جزیره بسیار عادت کرده بودیم.

خط ساحلی معروف وایکه با آب شفاف ، فیروزه ای و شن های طلایی.

اندی لیک

خط ساحلی معروف Waiheke با آب شفاف ، فیروزه ای و شن های طلایی.

ساحل پالم یک محل کوچک و زیبا بود ، با جمعیتی زیبا که در رستورانی به نام Arcadia نشسته بودند و به نظر می رسید مثل یک کلبه ساحلی بازسازی شده هوا ، پنجره های آن کاملاً باز است و بوی دلپذیری از آشپزخانه در هوا پخش می شود.

متأسفانه ، غذا خوردن در بودجه ما نبود ، اما از میان لبنیات مقداری میان وعده برداشتیم و یک مکان لذت بخش در سایه پیدا کردیم. روز ما مردم را به تماشای و خواندن کتابهای مربوطه و همچنین غوطه وری در اقیانوس می گذراند ، که کمی سردتر از آن چیزی بود که تصور می شد.

با ترک جزیره روز بعد ، دیدگاه کاملا جدیدی در مورد جزیره وایکه پیدا کردم. ما جامعه متنوعی را یافتیم که به نظر می رسد با توسعه و تحول روبرو است که ناشی از نزدیک بودن به شهری به اندازه اوکلند است. این منطقه یک منطقه نفس گیر و جذاب است و اگر یک شخصیت و مناظر طبیعی خود را به دلیل این روند تکاملی از دست بدهد ، شرم آور خواهد بود. آنچه ما از آن شگفت زده شدیم این است که می توان با بودجه محدود از آن بازدید کرد.

این یک جزیره بسیار زیبا است و شما مجبور نیستید برای یافتن اندازه ای از سواحل و چشم اندازهایی که در طول سفرهای خود در اطراف Aotearoa به سختی می توان آنها را پیدا کرد ، سفر کنید.

نیمکتی که از افق ساحل پالم و Coromandel رو به رو است.

اندی لیک

نیمکتی که از افق ساحل پالم و Coromandel رو به رو است.

رسیدن به آنجا

Fullers360 از مرکز شهر اوکلند سرویس کشتی منظمی را به Waiheke می رساند. SeaLink همچنین خدمات کشتی اتومبیل را ارائه می دهد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>