‘آیا روز عروسی است یا کابوس؟’: عروس سقوط هلیکوپتر را به یاد می آورد

[ad_1]

دستان شوهر جدیدش را در یک دست و دسته گل دیگر را گرفته بود ، وقتی از پنجره به پس زمینه کوهستانی منظره نگاه می کرد ، اعصاب وی از بین می رفت.

او به سمت راست خود نگاه کرد و شوهرش ، مهدی زوگوب را دید که در حال پرواز با عبور از تفرجگاه گلف تراس داونز کانتربری لبخند می زد. لحظاتی بعد ، راشل جوردن ، عکاس عروسی ، به خلبان برگشت و از علت کار نکردن موتور پرسید.

مورد بعدی که الحنفی 23 ساله به یاد می آورد بیدار شدن در لاشه هواپیماست. شوهرش 24 ساله با خون روی صورتش روی زمین افتاده بود و بی روح به نظر می رسید.

وی به یاد می آورد: “تنها چیزی که به یاد می آورم این است که فریاد می کشیدم و می گفتم ،” لطفاً به من بگو کابوس است ، لطفاً بگو که خواب می بینم “.

هنگام ازدواج هلی کوپتر ، عروس تازه ازدواج کرده فی الحنفی (چپ) و مهدی ذوگوب ، در روز 12 ژوئن روز عروسی خود را کوتاه کردند.  هر دو به شدت مجروح شدند.

عرضه شده

هنگام ازدواج هلی کوپتر ، عروس تازه ازدواج کرده فی الحنفی (چپ) و مهدی ذوگوب ، در روز 12 ژوئن روز عروسی خود را کوتاه کردند. هر دو به شدت مجروح شدند.

بیشتر بخوانید:
* هلیکوپتر قبل از سقوط دچار “افت کامل انرژی” شد
* عکاس عروسی که از پرواز متنفر است لحظه سقوط هلیکوپتر به زمین را بازگو می کند
* تازه عروس زخمی شده در حادثه سقوط هلیکوپتر پس از حمله تروریستی و کوید عروسی را به تأخیر انداختند

“همه چیز عالی بود ، و ناگهان من ناگهان در یک هلی کوپتر سقوط کرده قرار گرفتم … مانند این است که” چه اتفاقی می افتد؟ ” این چیزی نیست که من در روز عروسی انتظار داشتم ، و من مثل این هستم ، این چیست؟ آیا روز عروسی است یا کابوس؟ “

این زوج کریستچرچ که دو سال و نیم نامزد بودند ، قبلاً چندین بار عروسی خود را به تعویق انداخته بودند – یک بار به دلیل حمله تروریستی در 15 مارس ، و سپس به دلیل Covid-19.

سه هفته پیش سرانجام روز بزرگ فرا رسید. الحنفی شب قبل فقط چهار ساعت خوابید.

“من می خواستم همه چیز کامل شود. به میلیون ها چیز فکر کردم که ممکن است در روز اشتباه پیش بروند.

“بدترین چیزی که فکر می کردم اتفاق بیفتد این است که در اولین رقص ما سقوط می کنم یا اشتباهی رخ می دهد اما سقوط هلی کوپتر نیست ، [I] هرگز در مورد آن فکر نکرده ام. “

این عکس توسط راشل جردن ، عکاس عروسی ، اندکی قبل از سقوط هلی کوپتری که در آن بود ، در Terrace Downs گرفته شد.

راشل جردن / عرضه شده است

این عکس توسط راشل جردن ، عکاس عروسی ، اندکی قبل از سقوط هلی کوپتری که در آن بود ، در Terrace Downs گرفته شد.

ال حنفی در اوایل 12 ژوئن بلند شد و با ماشین به تراس داونز رفت تا با مادر ، خواهران و یکی از دوستانش آماده شود.

“این یک صبح واقعاً زیبا بود …. همه چیز عالی بود.”

او با لباس عروس ، قبل از مراسم كوچك در مقابل خانواده هایشان حدود ساعت 13:30 ، با خانواده اش عکس گرفت.

“هر وقت به روزی فکر می کنم سعی می کنم به چیزهایی که از آن لذت برده ام فکر کنم ، مانند آماده شدن با خانواده ام و همچنین فقط به مراسم و لحظه ای فکر می کنم که شوهرم من را دید و من او را دیدم. لحظه بسیار زیبایی بود ، بسیار دوست داشتنی بود ، و پر از احساسات و پر از عشق بود. “

بعد از مراسم ، آنها قبل از رسیدن هلیکوپتر عکس های بیشتری گرفتند و کاناپه داشتند.

در اثر سقوط هلیکوپتر در حوالی ویند ویستل ، در کشور بلند کانتربری ، چهار نفر زخمی شدند.

جان کرک-اندرسون / چیزها

در اثر سقوط هلیکوپتر در حوالی ویند ویستل ، در کشور بلند کانتربری ، چهار نفر زخمی شدند.

ال حنفی از پرواز پرواز عصبی بود. اما خلبان که می گفت احتمال تصادف اتومبیل بیشتر از سقوط هلی کوپتر است ، او را راحت کرد.

“احساس می کردم حتی اگر کمی از پرواز ترسیده باشم ، خوب است ، برای من ارزشش را دارد زیرا من قصد دارم این عکسهای زیبا را داشته باشم که برای همیشه به خاطر می آورم.”

هنگامی که او با شوهر و عکاسش راشل جردن وارد هلی کوپتر شد ، دست Zougub را گرفت.

قبل از پرواز او به زوگوب گفت که ترسیده است. او سعی کرد او را راحت کند ، به او گفت همه چیز درست است.

“به محض اینکه هلی کوپتر بلند شد و من از پنجره ها مناظر زیبایی را دیدم ، به او گفتم که واقعاً احساس خوشبختی می کنم ، و دیگر نمی ترسم.”

آخرین چیزی که او قبل از سقوط به خاطر می آورد دیدن لبخند Zougub و سپس دیدن عکاس است که به سمت خلبان برگشته و می پرسد چرا موتور کار نمی کند.

وقتی او بیدار شد ، الحنفی هنوز در هلی کوپتر بود. شوهرش با خون روی صورتش روی زمین بود.

Zougub قبل از اینکه تلفن خود را از دست بدهد تلفن خود را به یک بازیکن گلف داده بود و از او خواسته بود تا با آخرین شماره در شماره تلفن خود تماس بگیرد. این پدر الحنفی بود که سپس به همراه مادرش و دیگران به صحنه شتافت.

او به یاد می آورد که پدرش نام زن و شوهر را فریاد می زند اما برای یادآوری هر چیز دیگری تلاش می کند.

Zougub از ناحیه کمر شکسته شد ، در حالی که الحنفی کمر ، جناغ ران ، دنده ها و پا را شکست. او نیاز به عمل جراحی روی پا دارد تا بتواند دوباره به درستی راه برود.

ایوان جردن قبل از گرفتن MRI به مادرش ، راشل جردن ، بوسه می زند.  راشل جردن ، یک عکاس عروسی ، در سقوط هلیکوپتر در تراس داونز زخمی شد.

عرضه شده

ایوان جردن قبل از گرفتن MRI به مادرش ، راشل جردن ، بوسه می زند. راشل جردن ، یک عکاس عروسی ، در سقوط هلیکوپتر در تراس داونز زخمی شد.

او به دلیل مسکن و داروهای دیگر چیزی از هفته اول حضور در بیمارستان به خاطر نمی آورد.

هفته دوم کمی بهتر بود ، اما هفته آخر از نظر جسمی و روحی چالش برانگیزترین هفته بود.

Zougub همچنین در حال بهبودی بود. کبودی روی دنده های او تنفس را دشوار می کند و او قادر به نشستن طولانی نیست. او همچنین دچار فلش بک و کابوس هایی شده است که شب را از خواب بیدار می کند.

حمایت خانواده و دوستان “بسیار زیاد” بوده است. مادر الحنفی هر شب را در بیمارستان با او سپری می کرد و پدرش دو هفته کار را تعطیل کرد تا در کنار او باشد.

عکس های گرفته شده توسط راشل جردن عکاس عروسی با یک هلی کوپتر ، کمی قبل از سقوط آن در Terrace Downs.

راشل جردن / عرضه شده است

عکس های گرفته شده توسط راشل جردن عکاس عروسی با یک هلی کوپتر ، کمی قبل از سقوط آن در Terrace Downs.

یک صفحه Givealittle نیز برای این زوج ایجاد شده است که تاکنون 13000 دلار جمع آوری شده است. الحنفی ، که اخیراً در رشته روابط بین الملل و دیپلماسی فارغ التحصیل شده است ، امیدوار بود که بعد از عروسی شغلی پیدا کند. حالا که او بهبود یافته است کنار گذاشته شده است. این زوج بحث کرده اند که پس از بهبود کامل ، یک جشن عروسی دیگر برگزار کنند.

مالک هلیکوپتر ، Wyndon Aviation ، قبلاً گفته بود که تحقیقات در مراحل اولیه بود ، اما موتور “کمی پس از بلند شدن” از بین رفت.

الحنفی در ابتدا گفت که عصبانی است ، اما پس از کنار آمدن با آن احساس خوشبختی می کند که همه زنده مانده اند.

“دو راه وجود دارد که من به آن نگاه می کنم. گاهی اوقات من می بینم که چگونه آماده می شوم و خوشحالم و لحظات بسیار خوبی را به اشتراک می گذارم و به خانواده و اینکه همه چقدر خوشحال بودند و چقدر خوشحالم نگاه می کنم .

“و سپس من نگاه می کنم یک طرف دیگر آن وجود دارد که طرف سقوط است ، طرف فاجعه است ، اما صادقانه بگویم من فقط خوشحالم که همه ما زنده مانده ایم. خوشحالم که هنوز شوهرم را دارم. “

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>